پژوهشكده تحقيقات اسلامى
96
مرورى بر زندگانى فرماندهان اسلام ( فارسى )
پيكار با خوارج هنگامى كه خرّيت بن راشد پس از حكميت در صفين از سپاه امام على ( ع ) جدا شد و عليه امام طغيان كرد ، زياد بن خصفه از امام خواست كه به علت تأثير بدى كه آنان بر سپاه مىگذارند ، آنها را تعقيب كرده و به نزد امام بياورد . امام نيز فرمود : پيروزمندانه آنها را تعقيب كن . . . و در دير ابوموسى فرود آى تا فرمان من به تو برسد . سپس امام به كارگزاران خود نامه نوشت تا زياد را يارى كنند . نامهاى از امام به دست زياد رسيد كه در آن به تعقيب دشمن در سواد ( سرزمينهاى مجاور ايران ) سفارش كرده و فرموده بود : اگر نتوانستى آنها را نزد من باز گردانى ، با ايشان وارد جنگ شو . دو سپاه به مداين رسيدند . سپاه زياد موقعى به آنجا رسيد كه دشمن در آسايش كامل بود ، و همين سبب غافلگيرى دشمن شد . زياد كه مردى كارآزموده بود ، به خريت پيشنهاد داد كه در جاى خلوتى بنشيند ، اگر هر يك از طرفين ، حرفهاى ديگرى را به صلاح خويش ديد ، بپذيرد . زياد در بين مذاكره ، تعداد نيروى دشمن را تخمين زد و چون مذاكره به نتيجه نرسيد ، جنگ آغاز شد . راوى مىگويد : آن قدر به يكديگر نيزه زديم كه ديگر نيزهاى نماند و بقدرى با شمشيرها پيكار كرديم تا خم شدند و اسبهاى ما و دشمن پى شد و هر دو گروه مجروحان زيادى داشتند تا اينكه شب فرا رسيد و بامداد متوجه شديم كه دشمن كوچ كرده است . سپس زياد نامهاى به امام نوشت و تعقيب دشمن را در اهواز خواستار شد ، ولى امام اين بار نيروهاى تازه نفسى را به فرماندهى معقل به تعقيب دشمن فرستاد و در نامهاى اين گونه از زياد تقدير كرد : . . . تلاش تو و يارانت براى خدا بوده است و پاداش شما را خدا خواهد داد و كمترين پاداش خداوند براى مؤمنان بهتر است از دنيايى كه نادانان به سوى آن مىروند . . . « 1 » زياد در زمان امام حسن ( ع ) نيز از جمله افرادى بود كه آمادگى خود را براى كارزار و جهاد در كنار آن حضرت اعلام كردند و متعهد شدند كه او را خوار نخواهند كرد . آن حضرت سخن ايشان را تصديق كرد و در حقشان دعاى خير كرد . « 2 »
--> ( 1 ) . شرح نهجالبلاغه ، ج 3 ، ص 130 ؛ الغارات ، ج 1 ، ص 336 ؛ بحار الانوار ، ج 8 ، ص 567 ، چاپ سنگى ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 116 ( 2 ) . انساب الاشراف ، ج 3 ، ص 32